تبليغاتX
ای همه وجود من

باعرض سلام خدمت تمامی دوستانی که منو توی مدتی که در حال نوشتن بلاگ بودم همراهی کردن

اما تقریبا نزدیک یک سالی میشه که من نتونستم و نخواستم بیام وبلاگمو آپ کنم

الانم که این مطالبو دارم می نویسم امید چندانی ندارم که کسی بخونه

ولی بدونید که دلم برای همتون تنگ شده برای همتون بهترین آرزو هارودارم موفق و موید باشید

برای همیشه خداحافظ



ارسال شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 1:0 نویسنده : [ هستی ] موضوع : [ ][ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]


 

سلامی به گرمی روزای گرم تابستون

 

سلام به همه دوستای عزیزم

 

به خاطر همه بدهکاریام عذر تقصیر

 

از همه عزیزانم که اومدن و کلبه درویشی و محقرمو روشنایی دادن و با

 

 نظرات زیباشون گرمش کردن کمال تشکر و دارم

 

امیدوارم بتونم با این زبون قاصرم گوشه ای محبتاتونو سپاسگذار باشم

 

 

     امروز ابهترین روز زندگی من بود

 

برای همتون بهترین لحظات و بهترین روزاها و بهترین هارو آرزو می کنم

 

رنگ پاييز

 

بيـا بيـا كه دلم بي تو رنگ پاييز است

 

مـرو مـرو كه نگاهم ز غصه لبريز است

 

بمـان بمـان كه براي تو  قصه ها  دارم

 

بخـوان بخـوان كه غم را از سينه بردارم

 

                              مگو مگو كه رهايم در اين ديار غريب   

                                                                                                                                         بدان بدان كه به جز غم مرا نبوده نصيب

 

ببيـن ببيـن كه شكسته غرور و ادراكم

 

بــرو بــرو كه  نبيني  نهفته  در  خاكم

 

چرا چرا كه وجودم  بدون تو هيچ است

 

نگه نگه كه ره من پر از خم و پيچ است

 

مـرو مـرو كه روي دل  بهانه مي گيرد

 

اگــر اگــر  تو نباشي  شبـانه  مي ميرد

 

نگو نگو كه دگر عشق كهنه بي رنگ است

 

                            بيا بيا ز تو سهمي در اين دل تنگ است

 

بـگو بـگو كه تو  هم  مثل  ما پريشاني

 

روم  روم  كه نبينـم  به ديـده  گريـاني

 

 

به خدا همتونو دوست دارم توی این مدت دلم خیلی براتون تنگ شده بود

 از صمیم قلب برای همتون بهترین هارو می خوام

توی این مدتی که وبلاگمو به روز نکردم فقط دنبال یه بهانه ومطلب جالب می گشتم که خدارو شکر همش با هم جور شد

بیاین بهم سر بزنین خوشحال می شم

 بازم از نظرات قشنگتون ممنونم(نظر بدین من نظر زیاد دوست دارم زیییییییییییاااااااااااااددددددد)

 



ارسال شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 23:4 نویسنده : [ هستی ] موضوع : [ ][ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]


اول سلام به همه دوستای گلم

 

دوم امید وارم که حاله همتون خوب خوب باشه

 

سوم از همتون به خاطر دادن نظرات خوشگلتون، زیاد زیاد تشکر

 

 می کنم

 

باورم نمی شه که این همه نظر داشتم

 

براتون بهترین هارو از خدا می خوام

 

همین جا از همه دوستایی که لطف کردن منو لینک خودشون کردن تشکر

 

 می کنم

 

منم همه دوستایی که لینکم کردن لینک می کنم

 

به خدا همتونو دوست دارم خیلی خیلی زیاد اصلا نمی تونم به زبون بیارم

 

نا آشنا

 

باز هم قلبی به پایم افتاد

 

باز هم چشمی به رویم خیره شد

 

باز هم در گیر و دار یک نبرد

 

عشق من بر قلب فردی چیره شد

 

باز هم از چشمه لب های من

 

تشنه ای سراب شد سیراب شد

 

باز هم در بستر آغوش من

 

رهروی در خواب شد در خواب شد

 

بر دو چشمش دیده می دوزم به ناز

 

خود نمی دانم چه می جویم در او

 

عاشقی دیوانه می خواهم که زود

 

بگذرد از جاه ومال و آبرو

 

او شراب بوسه می خواهد ز من

 

من چه گویم قلب پر امید را

 

او به فکر لذت و غافل که من

 

طالبم آن لذت جاوید را

 

من صفای عشق می خواهم ز او

 

تا فدا سازم وجود خویش را

 

او تنی می خواهد از من آتشین

 

تا در او بسوزاند تشویش را

 

او به من می گوید ای آغوش گرم

 

مست نازم کن که من دیوانه ام

 

من به او می گویم ای نا آشنا

 

بگذر از من ، من تو را بیگانه ام

 

آه از این دل از این جام امید

 

عاقبت بشکست و کس رازش نخواند

 

چنگ شد در دست هر بیگانه ای

 

ای دریغا کس به آوازش نخواند

 

                                      

                                   فروغ فرخ زاد

 

دوستای گلم بازم میگم که من نظر خیلی خیلی دوست دارم

 

آخه باعث می شه که به من امید بده

 

بازم زیاد برام نظر بدین

 

دوباره تشکر می کنم

 

اینم تقدیم به همه دوستای مهربونم ،اونایی که نظر زیاد می دن

 

تقدیم به  شما ها



ارسال شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 1:30 نویسنده : [ هستی ] موضوع : [ ][ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]


 سلام دوستای عزیزو مهربونم

از اینکه به من اینقدر لطف و مرحمت داشتین خیلی خیلی خوشحالم

باور نمی کنین وقتی نظرات پر از مهرتونو می خوندم شر منده می شدم(هنوزم هستم)

خدا رو به خاطر دادن همچین دوستای خوبی شکر می کنم

راستی عشقم خیلی ازحرفام ناراحت شده از اینجا از همه وجودم هم

معذرت می خوام امیدوارم منو ببخشه( ببخشی هاااا!!!!)

از همه دوستای خوبم من جمله:

مامان یلدام

ابجی دنیام

داداش رضا

داداش هادی

داداش سید محمد

داداش محمد

کمال تشکر و دارم

برای همه دنیارو شاد شاد و شادی رو دنیا دنیا آرزو می کنم

اميد

آرزوم رنگ تو داره

تو بيا اميد من باش

تا چشام بارون نباره

زندگي رنگي نداره

اگه تو نيايي کنارم

جز تومن کسي ندارم

تا ابد تو هستي يارم

تو زمستون سياهم

تو دلم جوونه کردي

منو تا خدا رسوندي

قلبمو نشونه کردي

تو اگه پيشم نباشي

شب من سحر نميشه

فاصله بين من و تو

ديگه در بدر نميشه

 براتون بهترین هارو از خدا می خوام

برام زیاد نظر بدین من دوست دارم نظراتم زیاد زیاد باشه



ارسال شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 19:0 نویسنده : [ هستی ] موضوع : [ ][ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]


با عرض سلام خدمت همه دوستای مهربونم

به خاطر غیبتای طولانیم عذر خواهی می کنم

دلیلشم بی حوصلگی و عصبی بودنم

مدتی میشه که اصلا حوصله خودمم ندارم احساس می کنم

که هیچ کسی منو دوست نداره

احساس می کنم یه موجود اضافیم

خودم .....کارام.........زندگیم......وهمه چیز برام تکراری شده

فکر می کنم عشقمم دیگه از این وضع کلافه شده و به روم نمیاره

کاشکی می تونستم همه چیزو درست کنم

کاشکی می تونستم اونی بشم که اون می خواد

کاشکی هیچ کس با عقاید من مخالف نبود

ایییییییییییی خدااااااااااااااااااااااااا

الان که دارم اینارو می نویسم

اشک توی چشام حلقه زده

کاشکی می تونستم آلان پرواز کنم و برم روی یه بلندی و.............

آدما مشکلات زیادی دارن که نمی تونن به کسی بگن و باهاشون درددل کنن

حتی اون اشخاصی که خیلی خیلی دوسشون دارن

واقعیت اینه که این حرفام همش بهانس

دلم خیلی براش تنگ شده

 



ارسال شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 22:7 نویسنده : [ هستی ] موضوع : [ ][ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]


سلام به همه دوستای خوب ومهربون خودم

امیدوارم که دل هیچ کدومتون مثل دل من نگرفته باشه

امشب از اون شباییه که دلم مثل اسمون ابریه ابریه

 

همه می پرسن ...............................................؟

همه مي پرسن کيست در زمرمه ي مبهم آب

چيـــــــــــــــست در همهمه ي دلکش درد

چيست در بازي آن ابر سفيد

روي اين آبي آرام بلند

که تورا ميبرد اينگونه به ژرفاي خيال

جان مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب

من صداي تو ....... به جاي همه گلها تو

من همين يك نفس از جرعه ي جانم باقيســـــــت آخرين جرعه ي اين جام تهي را تو بنوش

خوشحال میشم نظرات لطفتونو ببینم

هستی



ارسال شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386 و ساعت 0:17 نویسنده : [ هستی ] موضوع : [ ][ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]


عشق آمدنی بود نه آموختنی**********

عشق یعنی مستی و دیونگی **********

عشق یعنی با جهان بیگانگی **********

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر**********

عشق یعنی سجده ها با چشم تر**********

عشق یعنی سر به دار آویختن**********

عشق یعنی اشک حسرت ریختن**********

عشق یعنی در جهان رسوا شدن**********

عشق یعنی مست و بی پروا شدن**********

عشق یعنی  سوختن یا ساختن**********

عشق یعنی زندگی را باختن**********

عشق یعنی انتظار و انتظار**********

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار**********

عشق یعنی در فراقش سوختن**********

عشق یعنی لحظه های التهاب**********

عشق یعنی لحظه های نابه ناب **********

عشق یعنی با پرستو پر زدن**********



ارسال شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:38 نویسنده : [ هستی ] موضوع : [ ][ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]


سلام به همه دوستای گلم

از اینکه مدت طولانی غیبت داشتم عذر  تقصیر می خوام

یه مدت بود که اصلا حوصله هیچ کاری رو نداشتم حتی نوشتن !

من که نوشتن جزیی از وجودمه ولی به خاطر مسائل و مشکلاتی که برام پیش اومد

کنارش گذاشته بودم

اما الان خوبم و می خوام بازم بنویسم بازم به خاطر عشقم می خوام بنویسم

راستی فکرای بد بد نکنید یکی از مشکلات من قطع شدن خط تلفن بود

به خاطر اینکه نمی تونستم توی نت بیام اصلا افسردگی گرفته بودم(داشتم می گرفتم)

اما الان دیگه می تونم بنویسم تو نت بیام و........

خدا رو به خاطر این مرحمتی که به من کرده شکر می گم و ازش سپاسگذارم

الان که دام این مطالبو می نویسم آقاجونم کنارم نشسته و می فرمایند:

اما بابا هم یه سهمی داشته (مثل وصل کردن تلفن، شارژ کارت و...) خداییش هم خیلی سهم داشته پس از آقا جون عزیزم خیلی خیلی تشکر می کنم و از خدا خواستم و بازم میخوام که پیش مرگش بشم

براش دنیارو پر از شادی و شادی رو دنیا دنیا آرزو می کنم

می دونم که همی شما ها پدراتونو خیلی دوست دارین

خیلی دلم می خواد احساس هر کدوم از شما هارو نسبت به پدراتون بدونم

اگه بخواین قشنگترین جملهرو راجع به پدرتون بگین اون جمله چیه؟

                             

زیر بارون 

 

زير بارون راه نرفتي تا بفهمي من چي مي گم.....تو نديدي اون نگاه و تا بفهمي از

کي ميگم.....چشماي اون زير بارون.....سر پناه امن من بود.....سايه بون دنج پلکاش

جاي خوب گم شدن بود...تنها شب مونده و بارون......همه سهم من اين بود...تو

پرنده بودي من سرو ....ريشه هام توي زمين بود....اگه اونو ديده بودي....با من اين

شعرو مي خوندي.... رو به شب داد مي کشيدي.... نازنين چرا نموندي؟؟؟حالا زير

چتر بارون بي تو خيس خيس خيسم.....زير رگبار گلايه دارم از تو مي نويسم

 



ارسال شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:47 نویسنده : [ هستی ] موضوع : [ ][ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]


سلام به همه عزیزای عاشق

از خدا برای همتون سلامتی و شادکامی آرزو می کنم

این شعری که برای دلم ودل شما عزیزان گذاشتم از وبلاگ دوست عزیزم سید برداشتم

اگه خواستین دستمریزا بگین به سید بگین

من بی تو می میرم ای همه وجود من

دوست دارم بلاي جون

 

دوست دارم نامهربون

 

دوست داشتنم حقيقته

 

بيا و از چشام بخون

 

خيلي وقته كه ميخوام بهت بگم دوست دارم

 

خيلي وقته كه چشام منتظره اشك ببارم

 

خيلي وقته كه دلم بي تو بهونه ميگيره

 

اين خونه و اون خونه از تو نشونه ميگيره

 

به خيال ديدنت هزار بار مي ميرم

 

به اميد ديدنت دوباره جون ميگيرم

 

خسته ام از اين همه دلتنگي هام

 

يه بارم پا تو بذار تو كوچه ي تنهايي هام

 

با تو يه دنيا مي سازم   بي تو اسيرم

 

با تو به آسمون ستاره مي چينم   بي تو مي ميرم

 

با تو غماي دنيارو باور ندارم

 

بي تو پروانه اي سوخته پر و بالم

 

با تو اسير زندون قفس نميشم

 

بي تو يه زندونيه بي جرم و گناهم

 

با تو هميشه عاشق و دلداده هستم

 

بي تو غريبه و ويرونه ميشم

 

اگه نظر بدین خوشحال می شم

از همتونم واسه نظراتتون تشکر می کنم

ایشاا... بتونم جبران کنم



ارسال شده در جمعه یازدهم اسفند 1385 و ساعت 15:30 نویسنده : [ هستی ] موضوع : [ ][ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]


 

سلام به همه دوستای گلم

از همه کسانی که برام نظر دادن تشکر میکنم و آرزومند آرزوهاشونم

ازشون می خوام که هیچ وقت تنهام نزارن و همیشه به من سر بزنن

 

خدا مشتي خاك را بر گرفت مي خواست ليلي را بسازد از خود در او دميد و ليلي پيش از آنكه باخبر شود،عاشق شد سالياني ست كه ليلي عشق مي ورزدليلي بايد عاشق باشد زيرا خدا در او دميده است و هر كه خدا در او بدمد عاشق مي شود ليلي نام تمام دختران زمين است و نام دیگر انسان است...

خدا گفت:به دنيايتان مي آورم تا عاشق شويد آزمونتان تنها همين است:عشق. و هركه عاشق تر آمد، نزديكتر است پس نزديكتر آييد... نزديكتر...

عشق كمند من است كمندي كه شما را پيش من مي آورد كمندم را بگيريد وليلي كمند خدا را گرفت 

خدا گفت:عشق، فرصت گفتگو است گفتگو با من با من گفتگو كنيد...

و ليلي تمام كلمه هايش را به خدا داد ليلي هم صحبت خدا شد 

خدا گفت:عشق،همان نام من است كه مشتي خاك را بدل به نور مي كند و ليلي مشتي نور شد در دستان خداوند...

 



ارسال شده در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت 15:23 نویسنده : [ هستی ] موضوع : [ ][ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]


JavaScript Codes example: